کنتور برق
خارج از وقایع این چند روز را که بخواهم بنویسم، باید بگویم جزیره واقعا زیباست. طبیعت فوقوالعاده ای دارد. کوههای رسوبی جوری لایه لایه روی هم قرار گرفته و بعد با فرسایش هزاران ساله باد وموج دریا بقدری زیبا طراحی شده که آدم را شگفت زده می کند. انگار همیشه چیز تازه ای می بینی. انگار گراندکانیون دیگری هم اینجاست. کوهستان مریخی. بسیار شگفت انگیز است. مخصوصا مناطقی که کوه و دریا در هم می آمیزند. من که از دیدنشان سیر نمی شوم.
باید برای کنتور برق کارگاهی درخواست بدهیم. فکر کردیم من هم باید باشم و به قشم رفتیم. اصلا حالم خوب نیست اما مجبور شدم. نامه نگاری و تهیه فتوکپی و دفتر پیشخوان. این دفاتر پیشخوان هم ناندانی جدید دولت است که چند سالی است به هر بهانه ای باید پولی هم آنجا بدهی. درخواست را به اداره برق دادیم و سریع هم مورد قبول واقع شد. البته تا کی ترانس را بدهند خودش موضوعیست.
عصر هم به خانه صنایع دستی رفتم. یک فراخوان داده بودم که بانوان استادکار هنری بیایند با هم آشنا شویم. اما دریغ از یک نفر. عجیب است واقعا! یعنی حتی یک نفر هم کنجکاو نشد که بیاید ببیند جریان چیست. اشکالی ندارد. راههای دیگری هم هست. فقط ماه رمضان شروع می شود و اینجا که اصولا همه جا تعطیل است و ماه رمضان بدتر!
مهندس ناظر آمده و بتون مِگر را دیده، اما گفته کافی نیست باید تمام سطح زمین را کامل بتون ریزی کنند. چون اینجا طبیعتا نمناک است. بتون مِگر را معمولا بصورت نوارهای پهن زیر فوندانسیون میریزند. اما اینجا نم زمین بالاست. جزیره است دیگر.باید هر کاری کرد تا نم زمین به ساختمان سرایت نکند.
حالا هم فعلا باید با کابل بسازیم و از نزدیکترین تیر برق کابل بکشیم تا برای دستگاه آرماتوربندی برق داشته باشیم. به هر حال وقتی کار شروع شود باید نگهبان بگذاریم. کانکس چراغ و سرمایش می خواهد. کم کم داریم به مدل کار در جزیره عادت می کنیم.