سخنرانیها در روز دوم همایش
ابتدا نماینده یونسکودر ایران سخنرانی کردند و از اهداف سازمان برایمان گفتند. اما یکموضوع همیشه ذهن من را درگیر می کند. عملکرد سازمانهای بین المللی همیشه ضعیف است. مثلا همین یونسکو، درست که سعی دارد از نظر علمی و فرهنگی به کشورها کمک کند اما پیگیری امتداد کار را بر عهده نمیگیرد. مثلا یک ساختمان باستانی یا یک قرارداد فرهنگی وقتی در کشوری ثبت می شود، طبیعتا آن کشور باید در حذف و نگهداری و اجرای مفاد آن کوشش کند. من ندیده و نشنیده ام که یونسکو هیچگاه پیگیر این اتفاق باشد. بقول همین آقای نماینده سازمانهای بین المللی فقط ابراز نگرانی می کنند. سخنران بعد آقای دکتر باستان شناس بسیار ورزیده و با اطلاعات، مسایل جالبی را از جزیره مطرح کردند. از نامگذاری جزیره از زمان هخامنشیان تا اجسام بدست آمده باستانی که همگی نمایانگر تجارت بزرگ جزیره با اقصی نقاط دنیا بودند. برایم جالب توجه بود که زمانی جزیره کوچک هرمز چه نقش بسیار بزرگی در منطقه ایفا کرده که کاخ سلطنت ملوک هرمز را پذیرا بوده است.
و البته بعد از پایان هر سخنرانی دقایقی به پرسش و پاسخ می گذشت.
سخنران سوم آقای دکتر انسان شناسی بودندکه بسیار مسلط و باسواد و عالی صحبت می کردند. اما نظریات ایشان خیلی به مذاق اکثریت جمع خوش نیامد. همینطور برای من. به قول معروف نظریات چپی داشتند که این نظریات و طرفداریهای از کشورهای چپی طرفداران بسیار کمی در مملکت آسیب دیده ما دارد.
نکته جالبی که در این بین مطرح میشد علاقه افراطی مردم ایران به غرب بود. به نظر اکثر حاضرین این علاقه بیمارگونه بود، اما من یک مسئله را مطرح کردم از تجربیات شخصی خودم و اینکه من با آسیاییها زندگی کرده ام و همسر خواهرم از آسیای جنوب شرقی است و این عدم علاقه به شرق دور ناشی از عدم تطابق فرهنگی با اینکشورهاست. در صورتیکه با غرب تعاملات چند هزار ساله داریم.